خط علم

تلویزیون

فهرست مقاله

در عصر حاضر که آن را عصر اطلاعات می دانند بهره گیری از منابع گوناگون اطلاعاتی به عنوان منابع مختلف تغذیه بشر مورد توجه قرار گرفته است. جوامع اطلاعاتی برای آنکه شهروندانی فرهیخته و با سواد داشته باشد باید از طرق مختلف اطلاعات مناسب و لازم برای آنان در اختیارشان قرار دهند. این امر باعث می شود افراد در ابعاد گوناگون رشد یابند و علاوه بر داشتن تخصص های مورد نیاز جامعه از بینش و دانشی که برای شهروند و برای گذراندن یک زندگی متفکرانه لازم است برخوردار شوند. مدارس به عنوان یکی از نهاد های رسمی که متولی آموزش و پرورش افراد جامعه هستند تمام هم و غم خود را بر آن مبذول داشته اند تا مهارت های گوناگون زندگی را به دانش آموزان بیاموزند و در قالب کتاب های درسی اطلاعات ارزشمندی را به آنان ارزانی می دارند اما همان گونه که می دانیم تنها کتاب های درسی نیستند که بر روی دانش، مهارت و نگرش دانش آموزان تاثیر می گذارد منابع اطلاعاتی دیگری از قبیل کتاب های غیر درسی مانند کتاب های علمی، داستان، طنز و همچنین مجله ها و روزنامه‌ها همواره اطلاعات متنوعی را در اختیار همگان قرار می دهند. این منابع به خودی خود اهمیت فراوانی دارند و در جوامع اطلاعاتی بهره گیری از آنان یک ضرورت به شمار می آید. توجه به این منابع از سوی دانش‌آموزان به آنان کمک می کند دانش و بینش خود را در زمینه های اجتماعی، فرهنگی، هنری، علمی و … گسترش دهند و از این طریق بتوانند همگام با دیگران در مسیر رشد و توسعه شخصی و اجتماعی گام بردارند و از سوی دیگر همان‌گونه که کتاب ها، مجله ها و فرم های چاپی افراد را در معرض اطلاعات متنوع قرار می دهند. رسانه هایی چون تلویزیون، رادیو و به تازگی اینترنت به ما کمک می کنند تا دانش خود را در زمینه های گوناگون افزایش دهیم. رسانه های ارتباط جمعی به سبب ویژگی های خاصی که دارند می توانند پیام مورد نظر فرستنده را در محیطی وسیع پخش کنند. از جمله رسانه های ارتباط جمعی تلویزیون است که امروزه از پرطرفدارترین رسانه های ارتباط جمعی است. این رسانه به سبب قابلیت های شنیداری و دیداری می تواند پاره ای از تجربیات خاص را برای بینندگان به نمایش بگذارد.

چه علتی دارد که دانش آموزان ما با علاقه تمام ساعت ها را در ایام شبانه روز به برنامه های تلویزیون، کامپیوتر و اینترنت اختصاص می دهند اما نوبت به مطالعه و کتابخوانی که می رسد بی حوصله و بی‌انگیزه می شوند؟

عواملی که باعث می شود دانش آموزان به مطالعه و کتابخوانی کمتر علاقه نشان دهند ولی با ذوق و شوق به سمت تماشای فیلم ها و برنامه های تلویزیونی، رایانه و موبایل روی آورند شامل عوامل فردی، مدرسه ای و خانوادگی می‌باشد. عوامل فردی که شامل عدم علاقه و انگیزه ی کافی برای مطالعه و نداشتن درک صحیح از اهمیت آن و همچنین عدم آگاهی از شیوه های درست مطالعه است و همچنین در عدم علاقه و انگیزه ی کتابخوانی بسیار اثرگذار خواهد بود. عوامل مدرسه ای نیز می تواند علاقه به مطالعه را کم کند که این عوامل بیشتر مربوط به حجم زیاد دروس و تکالیفی که معلمین تعیین می کنند و ندانستن روش های برنامه ریزی درسی و تحصیلی می باشد. ضمنا شیوه های نامناسب تشویقی و کمبود فضاها و تجهیزات مناسب برای مطالعه هم اثر منفی در اشتیاق به مطالعه دارد و سرانجام عوامل خانوادگی مانند پایین بودن سطح سواد والدین و بی توجهی به ترفندهای تشویقی فرزندانشان و عدم اطلاع از ارزش و اهمیت مطالعه و کتابخوانی نقش بسیارمهمی در بی انگیزه کردن دانش آموزان برای کتاب خواندن و مطالعه دارد.

تلویزیون و اوقات فراغت

مهمترین پدیده مربوط به تلویزیون از دیدگاه جامعه پذیری، کمیت زمان تماشای تلویزیون است بدین معنی که در جوامع پیشرفته افراد بیشترین زمان فراغت خود را به جای معاشرت با دوستان، معلمان و یا بزرگسالان به تماشای تلویزیون می گذرانند. گذراندن وقت بیشتر برای تماشای تلویزیون نشان دهنده علاقه کمتر به مطالعه است و به احتمال زیاد دانش آموز را از نطر روانی منفعل بار می آورد و یا به مسائلی نظیر خشونت، پرخاشگری و ترس از خشونت واقعی مبتلا می سازد.

تلویزیون، سرگرمی دانش آموزان

دانش آموزان به علت صرف وقت زیاد برای تماشای برنامه های تلویزیونی که تا پاسی از شب ادامه می یابد صبح‌ها با تاخیر به کلاس درس می آیند و خواب آلود هستند. تحقیقات نشان می دهد که اکثر این افراد دارای بهره ی هوشی پایین تر از حد طبیعی هستند و عملکرد نامطلوبی در مدرسه دارند. تماشای مداوم تلویزیون سبب انفعال جسمانی و روانی دانش آموز می شود و در نتیجه اغلب دانش آموزان فرصت کمتری برای فعالیت های پر تحرک و معاشرت با همسالان خود دارند. در واقع تلویزیون عملا جایگزین فعالیت هایی می شود که دانش آموزان می توانند و باید به طور مستقیم درگیر آن ها شوند. بازی، مطالعه، شرکت در مسابقه های ورزشی و غیره از جمله سرگرمی‌های مثبتی هستند که کودکان با عادت از تلویزیون از آن  ها باز می مانند.

قدرت تلویزیون(تلویزیون  و حواس)

تلویزیون از یک سو رسانه ای است که همه ی  قوای ادراکی انسان (عقل، خیال، وهم) را تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو یکی از ویژگی های متمایز کننده تلویزیون کیفیت و جذابیت آن است. این ویژگی جزو جداناشدنی این رسانه است. تمرکز و توجه چشم و گوش را می طلبد توجه را به حرکت در یک فضای کوچک معطوف می کند این جعبه ی جادویی کنار میز غذاخوری و یا هر جایی که مناسب تر تشخیص داده شود قرار داده می شود. استفاده کننده از تلویزیون به بیرون رفتن از خانه و تهیه ی بلیط نیاز ندارد بدون اینکه از صندلی خود بلند شود می تواند ارتباط دیداری و شنیداری برقرار کند. همچنین تلویزیون تصاویری پویا به شکل نمادین همراه با زبان و صدا و موسیقی منتقل می کند از این رو کلیه شرایط لازم برای توجه و جذب در این رسانه فراهم آمده است و این ویژگی تلویزیون را به قدرتمندترین رسانه جمعی از سایر رسانه ها متمایز می کند. با توجه به آنچه تاکنون بیان شد می‌توان اظهار داشت که استفاده از منابع اطلاعاتی از قبیل کتاب، روزنامه و مجله سبب تقویت دانش و مهارت های افراد و نیز گسترش بینش و تلطیف نگرش آنان می شود. بهره گیری از چنین منابعی مستلزم مهارت هایی از جمله مهارت مطالعه و خواندن است. کمیت و کیفیت استفاده از منابع اطلاعاتی غیر درسی تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد به طور مثال میزان در دسترس بودن این منابع یکی از عوامل تعیین کننده کمیت بهره گیری از آن ها محسوب می شود. اما عوامل دیگری نیز وجود دارد که به طور غیر مستقیم موثرند به طور مثال با ورود تلویزیون به عنوان یکی از رسانه های دیداری و شنیداری که پتانسیل بسیار بالایی در انتقال اطلاعات و نیز آموزش مهارت، نگرش و دانش دارد از سویی سرعت انتقال اطلاعات فزاینده شده و از سوی دیگر با به کارگیری حواسی چون شنیدن و دیدن و با خلق صحنه های پویا و جذاب طرفداران بسیاری یافته است.

تلویزیون و یادگیری

ویلبر شرام محقق و پژوهشگر در زمینه ی ارتباط جمعی (1997) عقیده دارد که یادگیری از طریق تلویزیون امری تصادفی است. یعنی دانش اموز هنگام تماشای تلویزیون به منظور سرگرمی و تفریح بدون آنکه در پی کسب معلومات باشد مطالبی را ناخودآگاه می آموزد. اکثر دانش آموزان معمولا به خاطر کسب آگاهی و معلومات به تماشای تلویزیون نمی پردازند به ویژه درصد دانش آموزانی که منطور آن ها از تماشای تلویزیون کسب معلومات باشد بسیار ناچیز است مثلا کمتر دانش آموزی را می توان یافت که در سنین اولیه دبستان به تماشای یک کنفرانس مطبوعاتی یا برنامه ی آموزشی علاقه مند باشد. تلویزیون فرآیند یادگیری را تسریع می بخشد اما از سوی دیگر تاثیر این نوع یادگیری ماندگار نیست برای مثال انتظار می رود دانش آموزان این دوره در مقایسه با دانش آموزان دوره ی قبل از تلویزیون تعداد واژ های بیشتری را بدانند و با دنیای گسترده ای از مفاهیم آشنا باشند اما بعد از آنکه دانش‌آموزان همین دوره وارد مدرسه می شوند و خواندن و نوشتن را یاد می گیرند و با استفاده از رسانه های مکتوب(معلم، کتاب، مجله، مطالب) به شناخت دنیای پیرامونشان نزدیک می شوند تلویزیون دیگر برایشان کارایی چندانی ندارد و دلیل آن هم یکنواخت و تکراری بودن برنامه های تلویزیون است. پیام هایی که به ویژه در دنیای کنونی از طریق تلویزیون به دانش آموز انتقال می یابد با دانشی که از طریق کتاب یا آموزش شفاهی حاصل می شود متفاوت است و این تفاوت ناشی از شرایط خاصی است که هنگام تماشای تلویزیون به وجود می آید.

انتقادها

  • برخی عقیده دارند که یادگیری از طریق تماشای تلویزیون فرصت کافی در اختیار دانش آموز نمی گذارد تا با تفکر و تامل و درک کامل، مطالب را به هم مرتبط سازد و مطالب پیشین را بازخوانی و بازشناسی کند.
  • تلویزیون قدرت تفکر و تعمق را از دانش آموز سلب می کند و در عوض روند یادگیری دانش آموز را با احساسات و عواطفی که از تماشای تصاویر تلویزیون به وجود می آید تحت تاثیر قرار می دهند.

در نتیجه تلویزیون در زندگی دانش آموز نه یک هیولای یک چشم است که با ورود در زندگی دانش آموز او را از بین ببرد و نه یک وسیله ای است که مطلقا در بالا بردن و سرعت بخشیدن به توانایی های کودک در خدمت او قرار گیرد بلکه تلویزیون با مدیرت صحیح متولیان امر و خانواده ها می تواند وسیله ای برای ارتقای توانمندی‌های دانش آموز به شمار آید در غیر این صورت می تواند بمبی باشد که همه ی ابعاد زندگی دانش‌آموز را ویران کند.

0